مرتضى راوندى
79
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مردم اكد و سومر است و در قرآن به فرشتگان نگهبان عرش اطلاق شده است . كلدانيان از ابتداى امر به خدايان متعدد و كثير معتقد بودند و اين خدايان را درميان ستارگان آسمان جستجو مىكردند . . . دين و مذهبى كه اساس آن در ستارهپرستى است ، به نام صابئى ناميده مىشد و اين عقيده درميان اقوام اوليهء سامى كه بياباننورد و صحراگرد بودند و از گلهدارى و دامپرورى كسب معيشت مىكردند عموميت داشته است . اين اقوام در پرستش ستارهها آفتاب را در درجهء اول قرار مىدادند اما ساكنان اوليهء اكد و سومر ماه را در عبادت ، به ستارگان ديگر مقدم مىداشتند . . . كلدانيان از ابتداى تمدن خود معتقد بودند كه ستارهها صاحب عقل و اراده و هوش مىباشند و مىتوانند در ادارهء امور انسانها و تعيين مقدرات آنان نفوذ اسرارآميز داشته باشند . . . كاهنان نه تنها ستارهشناسان ماهرى بودند بلكه به علت نفوذ و احترامى كه درميان مردم داشتند ، حكومت را نيز در اين سرزمين در دست گرفته بودند . « 146 » در كلده و آشور مردم براى جلوگيرى از مزاحمت ارواح خبيثه به سحر و جادو و دعا متوسل مىشدند و چارهء كار را از جادوگر و سحار و رمال و دعانويس و فالگير و تسخيركنندهء ارواح و امثال آنان جستجو مىكردند و هريك از اين امور در عهد قديم يك رشته از علوم محسوب مىشد و اين عقايد از مطالعه در كتيبهها و كتابهاى دو كتابخانهء بابل و نينوا به دست آمده است . . . اوضاع و احوال طبيعى و جوى و جغرافيايى نيز در پديد آمدن اين اوهام و خرافات در بين النهرين تأثيرى بسزا داشت و همه ساله دو رود دجله و فرات طغيان مىنمود و مردم را بيخانمان مىكرد و محصولات زمينى را تلف مىنمود و موجبات فقر و بدبختى را فراهم مىكرد . مردم اغلب در معرض هجوم اقوام وحشى و ناامنى و سيل و قحطى و شدت گرما قرار مىگرفتند و جز توسل به درگاه خدايان آسمانى چارهاى نداشتند . . . » « 147 » انسان ابتدايى با فكر نارساى خود اخلاق و عادات خدايان را همانند آدميان مىانگاشت و گمان مىكرد كه آنان نيز مانند انسان ، زمانى شادمان و گاهى غمگينند . سومريها به گروهى از ارواح بد ، عفريتها و جنها معتقد بودند و براى اينكه از شر آنها محفوظ بمانند قربانى مىكردند ، نياز و تقديمى مىدادند ، مجسمهء خدا را ساخته آن را مىپرستيدند . اگر هيكل خداى شهرى را به شهر ديگر مىبردند عقيده داشتند كه خداى آن شهر را به اسارت بردهاند . . . بعضى خدايان سومرى زن داشتند و برخى از ارباب انواع پسران خدايان بودند . خدايان در نظر
--> ( 146 و 147 ) . همان ، ص 229 به بعد .